برای تشخیص اینکه یک مطلب با هوش مصنوعی نوشته شده است یا نه، ابتدا باید به سبک نگارش آن توجه کرد. متنهای تولیدشده با هوش مصنوعی معمولاً بسیار منظم، روان و بدون غلط املایی هستند و جملهها ساختاری مشابه دارند. همچنین ممکن است نویسنده یک موضوع را با کلمات مختلف چند بار تکرار کند، اما مثالهای شخصی، احساسات واقعی یا تجربههای مشخصی ارائه ندهد. البته منظم و بدون غلط بودن متن بهتنهایی دلیل قطعی استفاده از هوش مصنوعی نیست.
روش دیگر، بررسی اطلاعات و منابع موجود در متن است. گاهی هوش مصنوعی اطلاعات نادرست، منابع غیرواقعی یا آمارهایی بدون مرجع معتبر تولید میکند. بنابراین میتوان نام کتابها، مقالهها، نویسندگان، تاریخها و آمارهای ذکرشده را جستوجو و صحت آنها را بررسی کرد. همچنین پرسیدن چند سؤال دقیق از نویسنده درباره جزئیات مطلب میتواند مفید باشد؛ زیرا کسی که خودش متن را نوشته باشد، معمولاً میتواند درباره مراحل تحقیق، منابع و منظور جملههایش توضیح روشنی بدهد.
ابزارهای تشخیص متن هوش مصنوعی نیز وجود دارند، اما نتیجه آنها همیشه دقیق و قابل اعتماد نیست. ممکن است یک متن کاملاً انسانی را بهاشتباه تولیدشده با هوش مصنوعی تشخیص دهند یا برعکس، متن هوش مصنوعی را انسانی بدانند. به همین دلیل، نباید تنها بر نتیجه یک نرمافزار تکیه کرد. بهترین روش، ترکیب بررسی سبک نگارش، کنترل منابع، مقایسه متن با نوشتههای قبلی فرد و گفتوگو با نویسنده است. در نهایت، معمولاً نمیتوان با اطمینان صددرصد ثابت کرد که یک متن توسط هوش مصنوعی نوشته شده است.
جیپیتیزیرو یکی از ابزارهای شناختهشده برای بررسی نوشتههای دانشآموزان و تشخیص احتمال استفاده از هوش مصنوعی است. کاربر متن را در سایت وارد میکند و ابزار بخشهایی را که احتمال میدهد با هوش مصنوعی نوشته شده باشند، مشخص میکند. این ابزار برای معلمان امکاناتی مانند بررسی روند نگارش و گزارش نوشتن متن نیز دارد. البته نتیجه آن نباید بهتنهایی مدرک قطعی تقلب در نظر گرفته شود.
اوریجینالیتی ابزاری برای بررسی محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی و سرقت ادبی است. در این سامانه میتوان متن را وارد یا بارگذاری کرد و احتمال ماشینی بودن آن را بررسی نمود. این ابزار امکانات دیگری مانند بررسی خوانایی، کیفیت محتوا، دستور زبان و منابع کپیشده نیز ارائه میدهد و بیشتر برای نویسندگان، ناشران و بررسی محتوای اینترنتی مناسب است.
💬
برای پاسخ دادن وارد شویدبعد از ورود، پاسخ شما زیر همین پست ثبت میشود.
درسا احمدی گوهری@Dorsa
ادبیات لهجه کرمانی
به نظرتون یک نفر غیر کرمونی میفهمه اینها چی میگن؟ 👇
بِلی بِلَم، مِلَم بِلی.
نِلی بِلَم، نِمِلَم بِلی.
مصدر فعل کرمانی: بِلیدن به معنی گذاشتن
در فارسی قدیم همان مصدر هِشتن
فعل امر هِشتن : بِهِل
فعل امر بِلیدن: بِل
فعل نهی بِلیدن: نِل
بن مضارع بِلیدن: ل 🤣
می گذارم = مِلَم (می + ل + م)
فرمول ساخت☝️: می + بن مضارع + ضمیر متصل
همین فرمول برای مصدر گذاشتن:
میگذارم 🙎 میگذاری 🙎میگذارد ...
همین فرمول برای مصدر بِلیدن:
مِلَم 🤦 مِلی 🤦 مِلِه
مِلیم 🤦 مِلید 🤦 مِلَن
مثلا این جمله ترجمه کرمانیش میشه:
به نظرت محمد میگذارد که من بروم؟
به کرمانی: (با لهجه کرمونی بخونش)
بِنظرِت مِلو مِلِه مَ بِرَم؟
دوستدار شما
درسا
💬
برای پاسخ دادن وارد شویدبعد از ورود، پاسخ شما زیر همین پست ثبت میشود.
مدیر سیستم@admin
قپون یا قپان.
میدونی قپون به کرمونی یعنی چه؟
این عکس را ببین، یک قپون گنده است:
قدیم شغل قپانچی هم وجود داشت؛ یعنی کسی که مسئول وزن کردن بار با قپان بود.
📝⚖️🛍️
قپان یا قپون، فقط یک ترازو نبود؛ نماد دادوستد در روزگاری بود که اعتبار یک بازار به دقت همین زنجیرها و وزنهها بستگی داشت.
سپاس
💬
برای پاسخ دادن وارد شویدبعد از ورود، پاسخ شما زیر همین پست ثبت میشود.
احسان احمدی گوهری@Ehsan
گلسنگ چیه؟ قارچ یا آفت؟
این تصاویر را خودم از کوه مسجد کرمان گرفتم. فکر کنم هر کرمانی حداقل یک بار در زندگیش اینجا رفته.
۳ مدل گلسنگ پیدا کردم .
گلسنگ زرد:
زردها معمولاً نوعی گلسنگ مقاوم به نور شدید و خشکیاند.
گلسنگ سفید که خیلی نادره:
گلسنگ سیاه که تو این منطقه زیاده:
سیاهها اغلب گونههایی هستند که در شرایط سختتر (گرما، خشکی، تابش زیاد) دوام میآورند.
گلسنگ در واقع یک موجود واحد نیست؛ ترکیبی از قارچ + جلبک (یا باکتری فتوسنتزکننده) است که با هم زندگی میکنند.
چرا اینجا ها رشد کردهاند؟ چون گلسنگها دقیقاً عاشق همین شرایطاند:
✔ سنگ و سطح سخت
✔ رطوبت کم
✔ نور زیاد
✔ هوای نسبتاً تمیز
نکته جالب:
گلسنگها از اولین موجوداتی هستند که روی سنگ لخت رشد میکنند و کمکم سنگ را تجزیه میکنند تا خاک ساخته شود.
کوههای بالای مسجد اوایل بهار رطوبت کوتاهمدت ناشی از باران یا شبنم دارند، برای همین گلسنگهای سیاه در عکس آخر حالت ژلهای و خیس دارند؛ این رفتار در بعضی گونهها طبیعی است.
خلاصه:
نه کپکاند، نه آلودگی، نه تخم حشره؛ بیشترشان گلسنگاند. جالب هم اینجاست که وجودشان معمولاً نشانهی اکوسیستم نسبتاً سالم است.
سپاس
💬
برای پاسخ دادن وارد شویدبعد از ورود، پاسخ شما زیر همین پست ثبت میشود.
مدیر سیستم@admin
پیکنیک زیر کاجهای کرمان؛ عادت، اقلیم یا سلیقه؟
چرا در کرمان اینقدر کاج کاشتهاند؟
اگر کسی برای اولین بار به بعضی پارکهای جنگلی کرمان سر بزند، احتمالاً اولین چیزی که توجهش را جلب میکند، ردیفهای منظم و فشردهی درختان کاج است؛ درختانی بلند، خشکنما، با سایهای سنگین و زمینی که زیرشان تقریباً هیچ نشانی از سبزه و گیاه دیده نمیشود. با این حال، برای خیلی از کرمانیها همین فضا یکی از محبوبترین جاها برای گردش و پیکنیک است. شاید برای یک غریبه عجیب باشد، اما پشت این منظره دلایل طبیعی، شهری و حتی فرهنگی وجود دارد.
کرمان شهری کمآب، گرم و خشک است. در چنین اقلیمی، کاج یکی از معدود درختانی است که مقاومت بالایی در برابر کمآبی، باد، خاک ضعیف و گرمای شدید دارد. به همین دلیل در دهههای گذشته، برای ایجاد فضای سبز سریع و ارزان، شهرداریها و منابع طبیعی بیشتر سراغ کاج رفتند. کاشت فشردهی این درختان هم معمولاً برای ساخت بادشکن، کاهش گردوغبار و ایجاد سایهی سریع بوده است. یعنی هدف اول زیبایی نبوده، بلکه بقا و کارایی بوده است.
این موضوع فقط به کمبود آب مربوط نیست. سوزنهای خشک کاج که روی زمین میریزند، خاک را اسیدی میکنند و اجازه رشد راحت به خیلی از گیاهان دیگر نمیدهند. از طرف دیگر، ریشههای کاج آب و مواد غذایی را خیلی سریع جذب میکنند و چیزی برای گیاهان کوچک باقی نمیگذارند. حتی اگر نور خورشید هم به زمین برسد، ترکیب خاک، کمبود رطوبت و لایه ضخیم برگهای خشک باعث میشود زمین همیشه خشک و خالی بماند.
پس چرا مردم کرمان باز هم اینجا پیکنیک میکنند؟
جوابش فقط طبیعت نیست؛ بخشی از آن به فرهنگ برمیگردد. در شهری مثل کرمان که فضای سبز انبوه و طبیعی کم است، همین سایهی کاج برای مردم یک غنیمت محسوب میشود. خیلیها از کودکی با همین فضاها خاطره دارند؛ جمعهای خانوادگی، چای زغالی، عصرهای تابستان و دورهمیهای ساده. برای کرمانیها، این جنگلهای کاج شاید زیباترین طبیعت نباشد، اما آشناست؛ و گاهی آشنایی از زیبایی مهمتر است. حتی آن حس سنگین و ساکت این درختها هم برای بعضیها آرامش دارد.
مزایا و معایب این جنگلهای دستساز چیست؟
مزیت اصلی این جنگلها مقاومت بالاست؛ آب کم میخواهند، سریع رشد میکنند و جلوی فرسایش خاک و گردوغبار را میگیرند. در شهری خشک مثل کرمان، همین خودش یک امتیاز بزرگ است. اما معایبشان هم کم نیست: تنوع زیستی پایین است، زمین زیرشان مرده و خشک میشود، خطر آتشسوزی بالا میرود و از نظر بصری گاهی حس سنگینی و یکنواختی ایجاد میکنند. برعکس جنگلهای طبیعی که زنده و پویا هستند، این نوع جنگلها بیشتر شبیه یک سازهی سبز مهندسیشدهاند.
شاید از بیرون، نشستن زیر کاجهای خشک و متراکم کرمان عجیب به نظر برسد، اما برای خیلی از مردم اینجا، این منظره بخشی از هویت شهری و خاطرات زندگی است؛ جایی میان خشکی کویر و نیاز انسان به سایه، حتی اگر آن سایه کمی غمگین باشد.
با سپاس
اسی
💬
برای پاسخ دادن وارد شویدبعد از ورود، پاسخ شما زیر همین پست ثبت میشود.
احسان احمدی گوهری@Ehsan
تاسیس صندوق وام قرضالحسنه خانوادگی
امروز هفتم تیر ۱۴۰۵ آغاز به کار صندوق اعلام میشود.
اولین وام قرضالحسنه بعد از جلسه ای که با حضور آنلاین اعضا خواهد بود تعیین و به اولین برنده خوشبخت اعطا خواهد شد.